GoogleA4.com
[
WebSpider
]
index
English
Farsi
Number
Login
Show all
Exact phrase
All words
Any word
Farsi Word (*)
حرف اول الفباي انگليسي، حرف اضافه مثبت
بمب اتمي
(در مورد كاغذ) جداجدا سفارش داده شده
(جش) كفتار(atatsirc seletorP) بومي جنوب و مشرق
افريقا
هارون برادر موسي
(گش) گياهي از خانواده هوفاريقون بنام municylac
mucirepyh
هاروني، از نسل هارون، جزو گروه كشيشان پايين درجه
مورمن (nomrom)
پيشوند لاتين بمعني <دوراز> و <از> و <جدايي> و
<غير> مانند esuBA و laixaBA
عبا، پارچه عبايي، مقياس اندازهگيري عرض جغرافيايي
كوركردن
قطعه مربع كاشي معرق
قهقرايي، بهعقب، غافلگير، ناگهان، [اسكاتلند] منزوي،
پرت
[حق] گاودزدي، گلهدزدي
قطعه مربع كاشي معرق
چرتكه، تخته روي سرستون [معماري]، گنجه ظرف، لوحه
مربع موزائيك سازي
چرتكه
عقب، پشت، بطرف عقب
[حق] واگذاري، منتقل كردن، پس گرفتن
ترك گقتن، واگذاركردن، تسليمشدن، رهاكردن،
تبعيدكردن، واگذاري، رهاسازي، بيخيالي
ترك، رهاسازي، واگذاري، دلكندن
ارهجراحي مغز
ارهجراحي مغز
[تش] بند جنبنده، مفصل متحرك
پست كردن، تحقيرنمودن، كمارزش كردن
شرمندهكردن، خجالت دادن، دست پاچه نمودن
[طب] عدم همكاري عضلات محركه
خلفاي عباسي
پرتوافكن چراغ، سايبان، پنجره هوا
فروكش كردن، كاستن، تخفيف دادن، رفعنمودن، كمشدن،
اب گرفتن از(فلز)، خيساندن (چرم)، (حق) غصب يا
تصرف عدواني، بزورتصرف كردن، كاهش، تنزل، فرونشستن
كاهش، تخـفيف، فروكش، جلوگيري، غصب
(نظ) سد درختي
رفع مزاحمت كننده، غاصب حق وارث قانوني
(نظ) سد درختي
كشتارگاه
(elixaba=) (گش) دورازمحور
(laixaba=) (گش) دورازمحور
پدر، ابا
قلمرو راهب، مقام رهبانيت، مقر راهبان دير
خلفاي عباسي
خانقاهي، ديري، راهبي، كشيشي
كشيش، راهب، ابه، پدر روحاني
رئيسه صومعه زنان تارك دنيا
دير، صومعه، خانقاه، كليسا، نامكليساي وست
مينستر(retsnimtseW)
راهب بزرگ، رئيس راهبان
كوتاه كردن، مختصركردن، خلاصهكردن
مختصر كردن
اختصار
كوتهسازي، مخفف، تلخيص، اختصار
سه حرف اول الفباي انگليسي كه نماينده حروف الفبا
است، الفبا، كتاب الفبا، پايه كار، مبدا كار
واگذار كردن، تفويض كردن، ترك گفتن، محرومكردن
(ازارث)، كناره گيري كردن، استعفا دادن
استعفا، كنارهگيري
شكم، بطن
شكمي، بطني، وريدهاي شكمي، ماهيان بطني
اين كلمه بصورت پيشوند بكار رفته و بمعني (شكم)
ميباشد
معاينه شكم
داراي شكم بزرگ، شكم گنده
ربودن، دزديدن (شخص)، دور كردن، ادم دزديدن، از
مركز بدن دور كردن (طب)
عمل ربودن (زن و بچه و غيره)، ربايش، دورشدگي، (طب)
دوري از مركز بدن، قياسي، قياس
ادمدزد، ادمربا، دور كننده، (طب) عضله دور كننده
ابجداموز، ابجدخوان، مبتدي، ابتدايي
كتاب الفباء
در بستر، در رختخواب
(هابيل) فرزند ادم ابوالبشر كه برادرش (قابيل يا
قائن) او را بقتل رسانيد
(گش) درخت سپيدار كه نام لاتين ان abla sulupop است
(ksomleba=) (گش) حبالمشك
(suhcsomleba=)، (ksumleba=)، (گش) حبالمشك، خطمي
معطر، مشك دانه، خطمي مخملي
(suhcsomleba=)، (ksomleba=)، (گش) حبالمشك، خطمي
معطر، مشك دانه، خطمي مخملي
خاتمه غير عادي
ختمه يافته بطور غير عادي
گاو بيشاخ پرواري اسكاتلندي
(جش) سهره اروپايي (sunips sileudraC)
انحراف، گمراهي، ضلالت، كجراهي
گمراه، منحرف، بيراه، نابجا، كجراه
كجراهي، انحراف، (طب) عدم انطباق كانوني
خبط، گمراهي، انحراف
انحراف سنج باصره
برانگيختن، جرات دادن، تربيت كردن، تشويق (به عمل
بد) كردن، (حق) معاونت كردن(درجرم)، تشويق، تقويت،
ترغيب (به كار بد)
ازخارج، خارجي
(حق) بيتكليفي، وقفه، تعليق
(حق) بيتكليف، معلق، متوقف
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11-20
Next
Records 1 to 100 of 63370